امشب تمام عزت ما ، تمام غیرت ما ، تمام حیثیت ما ،
امشب همه ابروی ما زندانی است.
امشب دخترک غمگینی در گوشه بازداشتگاه اگر زیر بدن مددی ها مچاله نباشد، بر نعش ما خواهد گریست.
امشب دخترک غمگینی که تمام گناهش نه گفتن به کثافت خواهی مرد قدرت است ، به تمام رذالت ما آری خواهد گفت.
امشب دخترک برای ثبت انچه بر او و بر ما ، مرد و زن می رود ، چیزی به همراه نخواهد داشت.
امشب دخترک تنها نیست. حیثیت من ، حیثیت تو ، غرور من ، غرور تو ؛ اگر از آن چیزی مانده باشد ، تا صبح لگد مال خواهند شد.
امشب دخترک دیوار نوشته های بنی یعقوب ها و کاظمی ها را تا از بر خواهد کرد.
کفن پوشانمان که ناموسشان را دست دادن خاتمی با پیرزنی در ان گوشه دنیا ، به خطر انداخته بود ، امشب کفن زیر سر اسوده خوابیده اند، اگر به غمخواری مددی ها نرفته باشند .
امشب
امشب دخترک همراه با تمام غیرت و عزت ما تا صبح خواهد فهمید که در سرزمین من ، زن یعنی حقارت ، زن یعنی تسلیم ، زن یعنی چشم ، زن یعنی خفه ، زن یعنی تمام بدبختی ، تمام بی چاره گی، زن یعنی زیر پا مانده.
فردا مددی ها با لبخندی بر لب بیدار می شوند
می دانند که دیگر حتی نیازی به قفل کردن در هم نیست
دیگر حتی تهدیدی هم در کار نخواهد بود
فقط باید بخواهد
و می خواهد
فردا دخترکی در گوشه زندان برهنه به نماز خواهد ایستاد
و به غیرت همه ما
به عزت همه ما
سلام خواهد داد.
تمام
Tags: مددی + زندان + تجاوز